ابنزر هاوارد، خالق نظریه باغ شهر است. وی در سالهای پایانی قرن نوزدهم نظریه باغ شهر را ارائه نمود. اشتغال در موسسه­ای که گزارشات رسمی شورای شهر را منتشر می­نمود باعث آشنایی وی با موضوعات شهری انگلستان در آن زمان شد.. بدنبال آن هاوارد به تحقیق در مورد مسائل اجتماعی  پرداخت و در سال 1898 کتابی با عنوان "فردا: مسیری صلح آمیز بسوی اصلاحی واقعی" را منتشر ساخت. پس از آن در 1902 این کتاب با عنوان جدید "باغ­شهرهای آینده" تجدید چاپ شد، در این کتاب ابنزر هاوارد ایده خود در مورد شکل جدیدی از سکونتگاه را معرفی کرد که شناخت اجمالی آن برای مقایسه آن با آنچه تحت عنوان باغ­شهر در دهه گذشته نقل محافل این دیار گشته مفید خواهد بود.

کتاب هاوارد در حقیقت نوعی آرمانشهر را معرفی می­کرد که در آن انسان و طبیعت با هم ترکیب می­گردند. هاوارد می­کوشید با ادغام جاذبه های شهر و روستا ترکیبی خلاقانه بیافریند. ابنزر هاوارد نوشته بود: "شهر و روستا بایستی با هم پیوندی را برقرار سازند و حاصل این اتحاد سرورآمیز امیدی تازه، زندگی و تمدنی جدید خواهد بود". هاوارد با مشاهده محلات فقیرنشین و غیراستاندارد لندن خواهان جلوگیری از رشد بیشتر این شهر بود و معتقد بود با ایجاد شهرهای جدید بویژه برای طبقه فقیر لندن می­توان زندگی و امید تازه­ای برای آنان آفرید. طرح باغ­شهر هاوارد نوعی شهر خودکفا بود که همه امکانات کار و سکونت را با هم دارا بود. در این طرح خانه­ها و کارخانه­ها در میان انبوه درختان از یک طرف اشتغال سکنه را فراهم می­ساخت و از سوی دیگر طبیعت را به میان اجتماع انسانها می­آورد. مشکلات آن زمان شهر لندن که با آلودگی هوا و ازدحام کارخانه ها و گرانی قیمت زمین و مسکن، بویژه برای اقشار کم­درآمد معضلات جدی فراهم کرده بود سبب شکل گیری ایده با­غ­شهر شد.

یک قرن پس از نظریه باغ­شهر هاوارد، در این سوی عالم عده­ای با سوء­استفاده از این ایده، شکلی از توسعه به راه انداختند که شباهت چندانی با معادل فرنگی آن ندارد. اگرچه همانگونه که اشاره شد باغ­شهر انگلیسی هاوارد در واکنش به مشکلات شهر لندن در آن زمان بوجود آمد تا محیطی آرامتر در دل طبیعت بهمراه فضای کار بویژه برای اقشارکم درآمد فراهم کند و فارغ از فشار بورس­بازان و زمین­خواران شهر لندن با بهره­گیری از اراضی ارزان بیرون شهر امکان زندگی شرافتمندانه­ای برای کارگران فراهم سازد اما در شیراز موضوع به شکل متفاوتی دنبال شد. تفکیک اراضی حریم شهر و تخصیص آن به باغ­شهرها با شعار "فلاحت در فراغت" مجوزی برای شکل­گیری رانت­خواری و بورس­بازی بر اراضی ملی به راه انداخت که نتیجه آن انباشت ثروت در دست عده­ای و به یغما رفتن منبع کمیابی چون زمین شهری و "خصوصی­سازی ثروت عمومی" شده است. اگر ابنزر هاوارد در باغ­شهر خود کارگران را به آرمانشهر خیالیشان نزدیک ساخت در الگوی شیرازی باغ­شهر شاهد بهره­مندی متمولین از اراضی عمومی هستیم. در اینجا به­جای خانه­های کارگران ویلاهای اشراف سر به فلک کشیده­اند. بطوریکه حتی برای اجرای پروژه کارگری مهمی چون مسکن مهر دیگر زمینی در مجاورت شهر یافت نمی­شود و به ناچار این پروژه مهم و انسانی در محلی بسیار دور از شهر همچون لپویی استقرار می­یابد. دغدغه هاوارد این بود تا کارگران در نزدیکی محلات آرام و سبز خود به راحتی به محل کار خود دسترسی پیدا کنند اما در شیراز باغ­شهر از آنجا که برای محرومین ساخته نشده چنین دغدغه­ای نیز نداشته است. تفکیک در اراضی عمومی، چهره ناپسندی نیز در چشم­اندازهای اطراف شهر به جای گذاشته و تپه­های اطراف شهر با دیوارهای بلوک سیمانی مخدوش شده­اند. مساله مهم دیگر تامین آب این باغ­شهرها بوسیله چاهای عمیق است که سبب افت شدید سفره­های آب شیراز شده و تبعات آن در خشک شدن قناتهای روستاها و حتی باغات شهر شیراز مشهود است.

مساله­ای که ذکر آن رفت تنها یکی از نمونه­هایی است که ما خواسته­ایم از غرب تقلید کنیم بدون آنکه ابتدا آن الگو را کاملاً بشناسیم و در مورد آن تحقیق کنیم. زمانیکه چنین ایده­هایی مطرح می­گردد، شایسته است مسئولین قبل از آنکه شیفته اصطلاحات زیبا و گمراه­کننده آن شوند، تبعات اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی و.. آنها عمیقاً بررسی شود تا هزینه­ای چنین گزاف بر جامعه مان تحمیل نگردد.  منبع http://www.shahreirani1.blogfa.com