هیچ شکی در این نیست که نمی توان شهر را بدون ایدئولوژی تصور کرد زیرا شهر بازخوردی است از آرا نظرات و افکار پدیدآورندگان آن که طبیعتا نمی تواند در خلاء شکل گرفته باشد بلکه حاصل تفکر تاریخی انسان در طول دهها و سالیان متمادی تاریخ بشر است.

این تاثیر هم از اندیشه های طبقه حاکم و هم در مقیاس محدود تر از افکار شهروندان تاثیر پذیرفته است.ساختار ایدئولوژیک از در و دیوار و سیمای ظاهری شهر تا تارو پود بافت درونی آن کاملا هویدا و نمایان است به گونه ای که بدون اطلاع قبلی از یک شهر می توان با ورود به ان پی به ایدولوژی حاکم بر ان برد . این مسئله را می توان در تفاوت های ساختاری شهر های مسلمان نشین و مسیحی نشین به وضوح شاهد بود.

کلیسا،مسجد،قبرستان،جهت خانه ها،نوع مغازهها،رستوران ها و...