امنیت شهری
برنامه ریزان شهری عموما طرح های خود را در چهارچوب تغییر در منظر و بافت فیزیکی شهرها دنبال می کنند. کارهایی مانند یکسان سازی و از بین بردن فضاهای دنج و پرت شهری را انجام می دهند و نیروهای امنیتی نیز با حضور فیریکی در محل و حتی گاهی توزیع وسایل دفاعی چون گاز اشک آور و اسپری فلفل و... در بین شهروندان این کار را دنبال می کنند .
صرف پول هنگفت برای امنیت شهری ایجاد محدودیت برای باز بودن مغازه ها در ساعات مشخصی و .... همه راه حل های موقت مقطعی و پر هزینه ای هستند که متاسفانه در آن اثری از حضور شهروندان در شهر نمی بینیم. آیا بهتر نیست در مفهوم امنیت شهری بازنگری شود؟این کارها و اقدامات عموما حل مساله نیستند بلکه پاک کردن صورت مساله اند تبدیل شهر به شهر گانگسترها و بزن بهادرهاست و برقراری جو امنیتی در شهر هاست نه برقراری امنیت.
نگاه ماشینی به شهر و فراموشی شهر انسانگرا و انسانمدار- افزایش سطح استاندارد سازی و استیلای چهار چوب های خشک برنامه ریزی بر شهر ها - خروج شهر از مدار انسانیت- تلاش برای مهیا کردن زمینه افزایش سرعت و حرکت اتومبیل در شهر - تخریب تاریخ و بافت تاریخی شهر- حس نوستالژیک تاریخ شهر در شهروندان- شهر بی خون و بی رگ و ریشه- استشمام بوی گندیدگی شهری- عدم حضور مردم در صحنه های بدیع شهری----و اثر گذاری های تراژیک بر شهرها به کجا ختم خواهد شد؟
اثری از دوستی با شهر در میان شهروندان دیده نمی شود- فقط همه تلاش خود را معطوف استاندارد سازی کرده ایم !!!!شهر استاندارد- خیابان استاندارد- فضای سبز استاندارد---- و حتی شهروند استاندارد مگر می شود انسان را هم در چهارچوب اداره استاندارد برد و مهر استاندارد بر آن زد ؟ آب در هاون کوبیدن است.
بدبختی شهری در هر نقابی خود نمایی می کند نقشها برای شهروندان تعریف شده اند آن ها را به صحنه وارد کنیم . بازنگری در نظارت شهروندان بر شهر ضروریست.شهر باید سرشار از حضور مردم باشد .نگاه خنزر پنزری شهررا خفه کرده .................